http://bahal3.persianblog.ir/

یکی از وبلاگهایی که خیلی دوسش داشتم بسته شد.توسط خود نویسندش البته…

اینست ایران…

این هم آخرین پست این وبلاگ:

این وبلاگ به احترام آزادی و انسانیت برای همیشه بسته خواهد ماند همه ی دوستان می دانند که هیچگاه سیاسی نبوده ام و در سیاست – این امر کثیف – دخالت نکرده ام اما فعالیت فرهنگی و هنری در فضایی که بر پایه ی دروغ و توطئه شکل گرفته باشد حرام است و توهین به فرهنگ و هنر اینجانب «سید مهدی موسوی» از این پس تا وقتی که در ایران عزیزم زندگی می کنم از هرگونه فعالیت فرهنگی- ادبی- هنری پرهیز خواهم کرد. مطمئنا هر کامنت، متن، مقاله و… که با اسم من در دنیای مجازی منتشر شود متعلق به من نخواهد بود داوری و شعرخوانی در هیچ جشنواره و جلسه ای نخواهم داشت هیچ مجله ای منتشر نخواهم کرد هیچ کتابی از من به چاپ نخواهد رسید در هیچ سایت یا نشریه ای همکاری نخواهم کرد کارگاه های آموزشی ام را تعطیل خواهم کرد موبایلم را خواهم فروخت تنها به گوشه ی تنهایی ام می خزم کنار علیرضا و غزلم کنار کتاب ها و فیلم هایم تا بمیرم… برایم مهم نیست که دوست و دشمن که راستی و چپی که موافق و مخالف درباره ام چگونه قضاوت کنند مهم این است که من دنیای آدم ها را رها خواهم کرد تا روزی که جای بهتری برای زندگی باشد. به قول «آل پاچینو» در «شیوه ی کارلیتو»: «آدما عوض نمی شن. آدما گاهی نفس کم میارن!» از همه ی کسانی که ظلمی در حقشان کرده ام صمیمانه عذرخواهی می کنم و امیدوارم مرا هرچه زودتر حلال کنند به امید انسانیت و آزادی و عشق خدانگهدار…  و این هم آخرین شعرم به احترام این روزها تقدیم به همه ی آنهایی که

… ناگهان زنگ می زند تلفن، ناگهان وقت رفتنت باشد…

مرد هم گریه می کند وقتی سر ِ من روی دامنت باشد

 بکشی دست روی تنهاییش، بکشد دست از تو و دنیات

 واقعا عاشق خودش باشی، واقعا عاشق تنت باشد

 روبرویت گلوله و باتوم، پشت سر خنجر رفیقانت

توی دنیای دوست داشتنی!! بهترین دوست، دشمنت باشد

 دل به آبی آسمان بدهی، به همه عشق را نشان بدهی

 بعد، در راه دوست جان بدهی… دوستت عاشق زنت باشد!

 چمدانی نشسته بر دوشت، زخم هایی به قلب مغلوبت

 پرتگاهی به نام آزادی مقصد ِ راه آهنت باشد

 عشق، مکثی ست قبل بیداری… انتخابی میان جبر و جبر

جام سم توی دست لرزانت، تیغ هم روی گردنت باشد

 خسته از «انقلاب» و «آزادی»، فندکی درمیاوری… شاید

 هجده «تیر» بی سرانجامی، توی سیگار «بهمنت» باشد

~ با یارامام در ژوئن 25, 2009.

يك پاسخ برايش بگذاريد