جم جمه

•اکتبر 26, 2009 • ۱ دیدگاه

brain

سکوت مرگ آور حضور دغدغه هایت در استخوانی به نام جمجمه

و گوشتی به نام مغز

در پی پیدا کردن راهی در بین این همه پیچ و تاب لزج مغزت

که شاید در نیم کره ی شرقی اش عشق را بیابی

و با علم نیم کره ی غربی حرکت کنی

یا حتی بحواهی در دو نصف شمال و جنوب جویا باشی

تا نهایت حرکت انگشتان بلورین رابرای پیشرفت بشریت متوجه شوی

.

.

.

چه توهم باطلی وقتی فکر می کنی، تکه تکه کردن مغزت تو را به پاسخ های زندگی خواهد رساند

پیاده رو

•اکتبر 18, 2009 • ۱ دیدگاه

Suicide_hanging_by_CaptainBoneDaddy

فکرها در جریان خیابان، گاه گریز از پیاده رو ها

گاه در رفت و آمد بر خط عابر پیاده

آری فکرها…

فکر طلب های وصول نشده

در اندیشه بدهی های اجباری

رگت را می زنی

به حلقه دار افتخار می دهی تا گلویت را نوازش دهد

فکر می کنی توقف قلبت می تواند فکرت را نگه دارد

چه فکر احمقانه ای…

استغفرالله

•اکتبر 18, 2009 • یک نظر بنویسید

ما را به رندی افسانه کردند

پیران جاهل شیخان گمراه

از دست زاهد کردیم توبه

وز فعل عابد استغفرالله

زندگی

•اکتبر 17, 2009 • یک نظر بنویسید

relationship%20red%20blue

روزهای پنهان کردن اسمی به نام عشق

تظاهر به صحبت با صدایی از جنس خودت

کتمان هدیه های شخصی به نام عاشق و دروغ های بچگانه برای بازی گرفتن پدرت

آری دفاع از مقام موهومی عشق

این است زندگی تو نوجوان

سیگار خاموش عشق

•ژوئن 28, 2009 • تا کنون 4 نظر داده شده

چه حسرت غریبی است

وقتی ته سیگار روشنی را از خود رانده ای

و به امید چوب کبریت خیسی هستی که می دانی هیچگاه روشن نخواهد کرد

سیگار خاموش عشقت را….

http://bahal3.persianblog.ir/

•ژوئن 25, 2009 • یک نظر بنویسید

یکی از وبلاگهایی که خیلی دوسش داشتم بسته شد.توسط خود نویسندش البته…

اینست ایران…

این هم آخرین پست این وبلاگ:

این وبلاگ به احترام آزادی و انسانیت برای همیشه بسته خواهد ماند همه ی دوستان می دانند که هیچگاه سیاسی نبوده ام و در سیاست – این امر کثیف – دخالت نکرده ام اما فعالیت فرهنگی و هنری در فضایی که بر پایه ی دروغ و توطئه شکل گرفته باشد حرام است و توهین به فرهنگ و هنر اینجانب «سید مهدی موسوی» از این پس تا وقتی که در ایران عزیزم زندگی می کنم از هرگونه فعالیت فرهنگی- ادبی- هنری پرهیز خواهم کرد. مطمئنا هر کامنت، متن، مقاله و… که با اسم من در دنیای مجازی منتشر شود متعلق به من نخواهد بود داوری و شعرخوانی در هیچ جشنواره و جلسه ای نخواهم داشت هیچ مجله ای منتشر نخواهم کرد هیچ کتابی از من به چاپ نخواهد رسید در هیچ سایت یا نشریه ای همکاری نخواهم کرد کارگاه های آموزشی ام را تعطیل خواهم کرد موبایلم را خواهم فروخت تنها به گوشه ی تنهایی ام می خزم کنار علیرضا و غزلم کنار کتاب ها و فیلم هایم تا بمیرم… برایم مهم نیست که دوست و دشمن که راستی و چپی که موافق و مخالف درباره ام چگونه قضاوت کنند مهم این است که من دنیای آدم ها را رها خواهم کرد تا روزی که جای بهتری برای زندگی باشد. به قول «آل پاچینو» در «شیوه ی کارلیتو»: «آدما عوض نمی شن. آدما گاهی نفس کم میارن!» از همه ی کسانی که ظلمی در حقشان کرده ام صمیمانه عذرخواهی می کنم و امیدوارم مرا هرچه زودتر حلال کنند به امید انسانیت و آزادی و عشق خدانگهدار…  و این هم آخرین شعرم به احترام این روزها تقدیم به همه ی آنهایی که

… ناگهان زنگ می زند تلفن، ناگهان وقت رفتنت باشد…

مرد هم گریه می کند وقتی سر ِ من روی دامنت باشد

 بکشی دست روی تنهاییش، بکشد دست از تو و دنیات

 واقعا عاشق خودش باشی، واقعا عاشق تنت باشد

 روبرویت گلوله و باتوم، پشت سر خنجر رفیقانت

توی دنیای دوست داشتنی!! بهترین دوست، دشمنت باشد

 دل به آبی آسمان بدهی، به همه عشق را نشان بدهی

 بعد، در راه دوست جان بدهی… دوستت عاشق زنت باشد!

 چمدانی نشسته بر دوشت، زخم هایی به قلب مغلوبت

 پرتگاهی به نام آزادی مقصد ِ راه آهنت باشد

 عشق، مکثی ست قبل بیداری… انتخابی میان جبر و جبر

جام سم توی دست لرزانت، تیغ هم روی گردنت باشد

 خسته از «انقلاب» و «آزادی»، فندکی درمیاوری… شاید

 هجده «تیر» بی سرانجامی، توی سیگار «بهمنت» باشد

تسلیت

•ژوئن 15, 2009 • تا کنون 2 نظر داده شده

Untitled

تسلیت می گم پرپر شدن عزیزان و یاران دبستانیمان را توسط….

نمی دانم چگونه بگویم…

نمی دانم چگونه می توان دست را بر خون هم وطنت بیارایی تا…

 

آدمایی که بوق می زن، ماشینایی که حرف

•ژوئن 12, 2009 • یک نظر بنویسید

25033om

بعضی وقتا صدای بوق ماشین از صدای خیلی آدما دلنوازتره

بعضی وقتا دوست داری صدای ممتد یه کامیونو بشنوی ولی پای حرفای یکی نشینی

شاید ناله قطار تو راه آهن خیلی بهتر باشه تا شنیدن صدای دوستت 

ولی اگه داشتی به حرفای یه نفر گوش می دادی

کاش پیش خودت یه فرقی قائل بودی بین

بوق زدن ماشین ها

و

حرف زدن آدما

برند

•ژوئن 12, 2009 • یک نظر بنویسید

gaucho-print-brand-1

خیلی اجناس پیدا می شن که قیمتشون خیلی بالاست،ولی اگه یه ذره بگردی می تونی ارزونشم پیدا کنی

مثلا عینک آفتابی، ولی اگه این عینک برندD&G نداشته باشه مفته

مثلا شلوار لی…ولی حتی اینم برند adidas نداشته باشه، مفته

مثلا آدما اگه برند انسانیت نداشته باشه هیچ ارزشی نداره

معشوق مطلع

•ژوئن 5, 2009 • یک نظر بنویسید

tea-8

این مهم نیست

صبحانه ات چای تلخ باشد

با قندهای کثیف و ریخته شده در کف اتاق

و دسر سیگار

اصلا مهم نیست وظیفه ات توجیه زندگی ات باشد

برای احمق های اطرافت

و هیچ اهمیتی ندارد

شاهی بر زندگی ات وارد شود وعشقت را برباید

و تو را در راه عشق به”پیر پسر”بدل کند

واقعا فکر می کنی

مهم است معشوقت از عشقت مطلع باشد؟”